كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
631
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
بايد كه ما موافق باشيم . اغجكى اتّفاق نموده سلطان زين العابدين پسر خود سلطان متعصم را پيش اغجكى فرستاد و اغجكى قبول كرد كه او را به پادشاهى بردارد و متوجّه رى و ساوه شده [ حكام آن مواضع انقياد كردند . ] « 1 » و چون سلطان زين العابدين از ظاهر قم به جانب اصفهان عود نمود ، اغجكى نيز عازم سلطانيه شد و به سعى محمد دواتى سيف الملوك را پادشاهى دادند « 2 » و چنان بىاختيار بود كه در شب به اختيار گريخت و جناب اغجكى در سلطانيه به استقلال به عشرت اشتغال فرمود . و در اين سال ، سلطان زين العابدين عزم شيراز كرده ايلچى به كرمان پيش سلطان احمد فرستاد و پيغام داد كه به عنايت الهى امداد فتح و نصرت و قوّت و قدرت حاصل است و مهّام سلطنت در سلك انتظام آمده و تحمّل آن نمانده كه كسى كه هرگز مجال آستانبوسى نداشته باشد به جاى پادشاه سعيد پدرم نشيند و يقين كه جناب سلطنت مآب را نيز طاقت آن صورت نباشد . عزيمت طرف شيراز مصمّم است و هميشه الطاف و اعطاف از آن جناب مشاهده رفته اميدوارى به شفقت معهود و اهتمام معتاد آنكه موافقت نمايند . « 3 » چشم در آرزوى طلعت همايون است و گوش بر آواز بشارت مقدم ميمون .
--> ( 1 ) . ذيل : [ خواجه اصيل قمى و طاهر پسر پير احمد و موسى جوكار بيامدند و اغجكى را بديدند و پيشكشيهاى فراوان آوردند . ] ص 254 ( 2 ) . ذيل ص 254 : « امير محمود دواتى گفت مصلحت نيست كه معتصم پسر زين العابدين را پادشاهى دهى . سيف الملوك پسر امير زاهد پادشاهزادهء اين ولايت است . او را دستنشان كنيم . اغجكى را معقول آمد و سيف الملوك را نام پادشاهى بر او انداختند و چند روز حكم كرد . امّا اختيارى و بنيادى نداشت و به مرتبهاى رسيد كه در شب بگريخت . » منظور از امير زاهد پسر شيخ حسن بزرگ و برادر سلطان اويس است . ( متولد 752 ، متوفى در 773 ه ) . ( 3 ) . حافظ : « و با لشكرهاى آن نواحى متوجه گردند . »